تبليغاتX
خوشبخت ترینم
در تاریخ ایران چهره‌ها و نام‌های زیادی در عرصه‌های دینی، سیاسی، فرهنگی و علمی وجود دارند که با وجود اینکه نامشان در تاریخ ثبت شده، اما به علت عدم ازدواج، نسلشان منقطع و هیچ فرزند و نشانه‌ای از آنها به یادگار باقی نمانده است.

تقی سالک در بولتن نیوز نوشت:
 
در تاریخ ایران چهر‌ه ها و نام‌های زیادی در عرصه‌های دینی و سیاسی و فرهنگی و علمی وجود دارند که با وجود اینکه نامشان در تاریخ ثبت شده، اما به علت عدم ازدواج، نسلشان منقطع و هیچ فرزند و نشانه‌ای از آنها به یادگار باقی نمانده است. 

این بار به سراغ برخی از این چهره‌ها رفتیم و آنها را برای شما معرفی می‌کنیم:
  
سید جمال الدین اسدآبادی همدانی

سید جمال الدین اسدآبادی همدانی از بزرگترین مصلحان و بیدارگران در جهان اسلام است که بعد از گذشت نزدیک به ۱۱۵ سال از شهادت مظلومانه اش در گوشه زندان جور حکومت عثمانی، نامش زنده است و افکارش جاوید. 
 
این مجاهد بزرگ در طول زندگی اش شاگردان بسیاری پروش داد ولی به دلیل عدم تشکیل خانواده و ازدواج نکردن، فرزند و یادگاری برجای نگذاشت . شهید مرتضی مطهری در مورد سید جمال الدین اسدآبادی چنین عنوان می‌کند: سید جمال هر کار ممکن را برای درمان درد‌های جامعه انجام داد. مانند مسافرت ها، تماس ها، سخنرانی ها، نشر کتاب ومجلات، تشکیل حزب و جمعیت و حتی ورود و خدمت در ارتش بهره جست. در عمر 60 ساله خود(1314-1254 ه. ق )ازدواج نکرد و تشکیل عائله نداد زیرا با وضع غیر ثابتی که داشت و هر زمانی در کشوری به سر می‌برد و گاهی در تحصن یا تبعید یا تحت نظر بود، نمی توانست مسئولیت تشکیل خانواده را برعهده بگیرد. 
 
 
  
سید ابوالقاسم انجوی شیرازی
  
سيدابوالقاسم انجوي شيرازي پژوهشگر و نویسنده معاصر در سال 1300 ش. در شيراز به دنيا آمد. تحصيلات مقدماتي خود را در مدارس علميه تهران و مشهد آغاز كرد، سپس به تهران رفت و در دبيرستان دارايي تحصيلات خود را پي گرفت. او تا مقطع ليسانس ادامه تحصيل داد، سپس در سال 1329 به سوييس رفت و تحصيلات خود را در رشته علوم سياسي و اجتماعي در ژنو تكميل نمود. بعد از شهريور 1320 و سقوط رضا شاه، استاد انجوي به فعاليت هاي سياسي روي آورد و از حدود سال 1322 نيز فعاليت هاي مطبوعاتي خود را آغاز كرد. استاد انجوي شيرازي از چهل سالگي به كار گردآوري اسناد و حفظ و نگهداري روايات و ميراث فرهنگي مردم پرداخت. . استاد انجوي شيرازي در شهريور 1372، در تهران درگذشت و در گورستان ابن بابويه به خاك سپرده شد. وی هرگز ازدواج نکرد اما دوستان زیادی داشت. وی از آخرین دوستان صادق هدایت بود. 
 
 
 

میرزا ابوالحسن جلوه

حکیم الهی میرزا ابوالحسن جلوه یکی از دانشوران جهان تشیع است که در عصر قاجار چون ستاره‌ای فروزان در آسمان حکمت درخشید و با تلاشی ارزشمند و کوششی وافر مشعل حکمت را در این عصر روشن نگاهداشت . حکیم جلوه از لحاظ نسب به سلسله‌ای از سادات طباطبا انتساب دارد که از طریق پدر به امام حسن مجتبی علیه السلام و از طریق مادر به حضرت امام حسین علیه السلام می‌رسد و یکی از اجداد او سید بهاءالدین حیدر است که در قرن هفتم در زواره می‌زیست و زمانی که قوم وحشی مغول به این شهر یورش آوردند این سید وارسته چون شیر شجاع رهبری دفاع مردم این شهر در مقابل مهاجمان را عهده دار گردید و سرانجام به دست خونخواران مغول به شهادت رسید و در خانه اش دفن گردید و مرقدش اکنون زیارتگاه مردم می‌باشد. وی نیز همسری اختیار نکرد. 
 
 
 
 
 
فرخی یزدی

محمد فرخی یزدی شاعر مبارز معاصر در سال ۱۲۶۷ شمسی مصادف با ۱۳۰۶ه. ق در یزد چشم به جهان گشود و علوم مقدماتی را در آن شهر فرا گرفت. فرخی از همان كودكی رنج وسختی را حس كرد واز نزدیك سختی و رنج اطرافیان خود را دید و بر اثر این رنجها بود كه روحیه انقلابی در وی پدیدار گردید و چون ذوق سرشاری به شعر داشت افكار انقلابی خود را به نظم كشید. فرخی در اوایل پیدایش مشروطیت و تشكیل حزب دموكرات ایران از دموكرات خواهان یزد گردید و در نتیجه سرودن اشعار انقلابی حاكم یزد دستور داد دهان او را با نخ و سوزن بدوزند و این نمونه‌ای از جناینكاریهای دوران استبداد بود. او به اتهام توهین به خانواده سلطنتی دستگیر شد و به زندان افتاد و سر انجام در ۲۵ مهرماه سال ۱۳۱۸ شمسی به دستور رضاشاه در زندان شهربانی به وسیله آمپول هوا كشته شد كه از مدفنش نیز اطلاع دقیقی در دست نیست. فرخی نیر متاهل نبود و بدون فرزند از دنیا رفت. 
 
 
 
 
 
 
 
جهانگیر خان قشقایی

جهانگیرخان قشقایى در سال 1243 ه‍. ق. در خانواده‏اى تحصیل کرده به دنیا آمد. . او، فرزند محمد علی خان ایلخانی از بزرگ زادگان ایل قشقایی است. وی فقیه، فیلسوف و شاعر شیعی، و پدرش از خان‌های تیره ی دره شوری ایل قشقایی بود. تا چهل سالگی چون دیگر خان ها، اوقات خود را تفریح و تفرج و شکار گذرانید. (باستانی پاریزی، ص 410) روزی گذرش به مدرسه ی چهارباغ افتاد و در ملاقات با درویشی، شوق تحصیل در دلش شعله کشید. او در علوم عقلی به جایی رسید که عالمان وقت به شاگردی اش مباهات می‌کردند. وی متخصص در علوم فلسفه، فقه، و اخلاق بود، و شعر نیز می‌سرایید. شاگردان او، فاضل تونی، سید حسن مشکان طبسی، شیخ اسدالله ایزد گشسب، فرصت الدوله شیرازی، ضیاءالدین دری، حاج آقا رحیم ارباب و جلال الدین همایی بودند. جهانگیر خان در اثر بیماری در اصفهان در گذشت و در تکیه ی ترک به خاک سپرده شد. آثار که از او به جای مانده، شرحی بر نهج البلاغه است. وی نیز ازدواج نکرد و همسری نداشت . آیت اللَّه جهانگیرخان در 85 سالگى، رمضان سال 1328 ه‍. ق. در اصفهان فوت کرد. 
 
 
 
شیخ مرتضی طالقانی

شیخ عارف و زاهد مرتضی طالقانی در سال 1274 هجری قمری در قریه دیزان طالقان به دنیا آمد . 
مرحوم علامه جعفری نزدشیخ مرتضی طالقانی مقداری درس معارف خوانده بودند و همچنین بخشی از فلسفه و عرفان را از ایشان آموخته بودند؛ در واقع استاد مسلّم علامه در عرفان عملی شیخ مرتضی طالقانی بوده است و از گفته‌های علامه جعفری (ره) استفاده می‌شود، تاثیر ایشان از شیخ مرتضی طالقانیقابل وصف نیست و هر وقت علامه از ایشان یاد می‌کردند اشک از چشمانشان جاری میشد. 
یکی از ویژگی‌های این استاد، این بود که تا آخرین لحظات عمر، تنها زیست و ازدواج نکرد؛ گرچه او دارای فرزند جسمی نبود، اما شاگردان فراوانی در مکتب او پرورش یافتند که هر کدام از آنان به منزله فرزندان روحانی او هستند. این فقیه و عارف بزرگ، 89 سالگی دیده از جهان فرو بست و در جوار قرب معبود آرام گرفت. او، زندگانی با سعادت گذراند و با سعادت از جهان رخت بربست. 
به احتمال قوی مرجع عصر آیت الله العظمی آقا سید ابوالحسن اصفهانی بر جنازه اش نماز گزارد و در ایوان سوم از حجرات جنوب غربی صحن شریف علوی به خاک سپرده شد. 
 
 
حکیم هیدجی

مرحوم شیخ محمد حکیم هیدجی در زنجان زاده شدو شاگردان بسیاری در محضر وی به تحصسل غلوم دینی پرداختند . وی از علمای تهران بود که تا آخر عمر حجره‌ای در مدرسه منیریه متصل به قبر امامزاده سیدناصرالدین داشت، زمان ارتحال این عالم جامع در معقول و منقول را آخر ماه ربیع الاول سال ۱۳۴۹ه. ق مطابق تابستان ۱۳۱۴ه. ش نوشته‌اند.، شهید مرتضی مطهری سال فوتش را ۱۳۳۹ه. ق ( ۱۳۱۴ه. ش) می‏داند، جنازه‌اش را بر حسب وصیت او به قم حمل نمودند و بعد از اقامه نماز میت توسط آیة اللّه حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در قبرستان بابلان واقع در شمال شرقی بارگاه حضرت معصومه دفن نمودند و بر مرقدش گنبدی نیز ساخته‌اند . وی ازدواج نکرده بود. 
حکیم هیدجی از دوران طفولیت ذوق شعری داشت و در نوجوانی به سرودن اشعار فارسی و ترکی پرداخت. 
 
 
 
سهراب سپهری

سهراب سپهری شاعر و نقاش نام آشنای معاصر در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. سپهری در سال 1357 به بیماری سرطان خون مبتلا شد و در سال 1358 برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماری بسیار پیشرفت کرده بود و سرانجام در اول اردیبهشت ماه 1359، سهراب سپهری به ابدیت پیوست. وی در طول زندگی ۵۲ساله خود همسری اختیار نکرد. 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آخوند کاشی

عارف متأله ملا محمد کاشانی معروف به آخوند کاشی، در سال 1249 هـ . ق به دنیا آمد . بزرگترین استادش علامه نامدار، حکیم آقا محمد رضا قمشه‌ای بوده است . یکی دیگر از استادان وی، محدث متبحر، میرزا حسین نوری بود . مرحوم آخوند کاشانی دارای حالات معنوی و عرفانی بسیار عجیبی بوده و حکایات نقل شده از ایشان عموماً به حد تواتر رسیده است . وی معاصر و یا ر صمیمی حکیم جهانگیر خان قشقایی بوده و ارتباط قلبی خاصی با یکدیگر داشته و گویا هم بحث نیز بوده‌اند . بسیار ی از علما و مراجع بزرگ در زمره شاگردان مرحوم آخوند بوده و از خرمن علم و عرفان او توشه گرفته‌اند که از جمله آنها می‌توان به مرحوم حاج آقا رحیم ارباب، آیت الله بروجردی، آقا سید حسن قوچانی مشهور به آقا نجفی و شهید سید حسن مدرس اشاره کرد . 
حالات عجیبه و حکایات عجیبه از او نقل شده و عموماً به حد تواتر رسیده، مدت 84 سال تقریباً عمر نموده و در این مدت مجرد زیسته تا سرانجام در روز شنبه 20 شعبان المعظم سال 1333 وفات یافته در تخت فولاد در جنب « لسان الارض » مدفون گردید . عبارت لوح قبر آن بزرگوار چنین است : « فقیر الحق اضعف خلق الله آخوند ملا محمد کاشانی » . مجرد زیستن آخوند کاشی و دوستش حکیم جهانگیر خان قشقایی اگر به علت نقص فنی بوده ایرادی وارد نیست، ولی اگر با اختیار ازدواج نکرده‌اند، کاری نه تنها در خور ستایش نمی‌باشد، که قابل ایراد هم هست، به خصوص از کسانی چون اینان از علمای دین و پیشوایان مسلمین. 
 
 
حکیم عباس دارابی
 
 
میرزا عباس شریف دارابی (زاده 1300 یا 1301 ق): او حکیم، فیلسوف، عارف و فرزند میرزا بابا بود. تحصیلات مقدماتی را در داراب نزد محمد نصیر آغاز کرد و برای تکمیل تحصیلات به شیراز رفت. پس از ناموفق بودن سفرش به عالیات عالیات برای تحصیل فقه و اصول و شرعیات (در راه گرفتار راهزنان شد) به شیراز بازگشت، و برای کسب علوم معقول به سبزوار نزد فیلسوف گرانقدرحاج ملا هادی سبزواری رفت و پس از اتمام دوره ی فراگیری اش به شیراز بازگشت و به تدریس علوم معقول و حکمت اسلامی پرداخت و در عرفان، از محضر عارف آن زمان میرزا ابوالقاسم سکوت کسب فیض کرد. معروف ترین شاگردانش عبارتند از: ملا عبدالله زرقانی، میرزا محمد صادق سرو ستانی، شیخ محمد کاظم فیروزآبادی، سید آقا فیروزآبادی، ملا احمد دارابی، شیخ محمود - پیشنماز مسجد گنج شیراز - فرصت (شاعر)، سید علی کازرونی، شیخ احمد شیرازی و سید صدرا کوه پایه ای. حکیم دارابی ازدواج نکرد تا این که حدود 75 سالگی در شیراز از دنیا رفت و در حافظیه به خاک سپرده شد. 
 
 
علی اکبر دهخدا

علی اکبر دهخدا از خبره ترین و فعال ترین استادان ادبیات فارسی در روزگار معاصر است که بزرگترین خدمت به زبان فارسی در این دوران را انجام داده. لغت نامه بزرگ دهخدا که در بیش از پنجاه جلد به چاپ رسیده است و شامل همه لغات زبان فارسی با معنای دقیق و اشعار و اطلاعاتی درباره آنهاست و کتاب امثال و حکم که شامل همه ضرب المثل‌ها و احادیث و حکمت‌ها در زبان فارسی است خود به تنهایی نشان دهنده دانش و شخصیت علمی استاد دهخدا هستند. دهخدا به غیر از زبان فارسی به زبانهای عربی و فرانسوی هم تسلط داشته و فرهنگ فرانسوی به فارسی او نیز هم اکنون در دست چاپ می‌باشد. 
دهخدا علاوه بر این که دانشمند و محقق بزرگی بود مبارز جدی و کوشایی نیز در انقلاب مشروطه محسوب می‌شد. او مبارزه را نیز از راه نوشتن ادامه می‌داد و مطالب خود علیه رژیم مستبد قاجار را در روزنامه صور اسرافیل که از روزنامه‌های پرفروش و مطرح آن زمان بود چاپ می‌کرد.
علی اكبر دهخدا در حدود سال 1297 هـ. ق (1257 خورشیدی) در تهران متولد شد. اصلیت او قزوینی بود. 
 
 
 
سیدجلال الدین آشتیانی

علامه سيد جلال الدين آشتياني مفسر و فیلسوف و پرچمدار حكمت صدرايي در دوران معاصر و شارح بزرگ مكتب فلسفه اشراق و عرفان اصيل اسلامي، بي گمان يكي از شخصيت هاي استثنايي تاريخ و فرهنگ معاصر ايران زمين بود. نكته اي كه درباره وي مورد اتفاق همگان است، اين است كه: علامه آشتياني، انساني متعالي و فيلسوفي والامقام در حد ملاصدراي زمان بود
سيد جلال الدين ميرى آشتيانى در سال ۱۳۰۴ خورشيدى در قصبه آشتيان از توابع سلطان آباد اراك در خانواده اى كاملاً متدين و مذهبى، چشم به جهان گشود. سید جلال الدین آشتیانی، پس از گذراندن بیماری طولانی و بر اثر کهولت سن در سن هشتاد سالگی در سوم فروردین ماه 1384 هجری شمسی دار فانی را وداع گفت. وی از بازماندگان حکمت صدرایی در ایران محسوب می‌شد که آثار منحصر به فردی را خلق کرده بود. وی سالها در خدمت امام خمینی شاگردي نموده و از دوستان صميمي مرحوم سيد مصطفي خمینی بوده است . غلامه آشتیانی نیز همسر و فرزند نداشت و تا ژایان عمر مجرد باقی ماند. 
 
 
 
 
 
میرزاده عشقی

میرزاده عشقی شاعر و روزنامه نگار معاصر نامش « سید محمد رضا » فرزند « حاج سید ابوالقاسم کردستانی » ودر تاریخ دوازدهم جمادی الآخر سال 1312 هجری وقمری مطابق 1272 خورشیدی وسال 1893 میلادی در شهر همدان متولد شده است و در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ به دست عوامل رضاخان کشته شد . 

عشقی اخلاقا آدمی خوش مشرب، نیکو خصال وبه مادیات بی اعتنا بود، زن وفرزندی نداشت، با کمکهای پدری، خانواده، یاران و آزادیخواهان وبالاخره از در آمد نمایش‌های خود گذران می‌کرد. 
در آخرین کابینه نخست وزیری « مرحوم حسن پیرنیا، مشیرالدوله » از طرف وزارت کشور به ریاست شهرداری اصفهان انتخاب گردید ولی نپذیرفت. 
 
 
 
 
کلنل محمدتقی خان پسیان

کلنل محمدتقی خان پسیان ازنظامیان دوره قاجار و از مبارزان علیه استعمار در تاریخ معاصر است . محمد تقی پسیان نه تنها صاحب قلم و دارای قریحه هنری و ذوق ادبی بود بلکه نخستین هوانورد ایرانی است که در کشور آلمان ۳۳ بار به هوانوردی پرداخته و می‌خواست این هنر را در ایران به جوانان آموزش دهد. وی در سال ۱۲۷۰در تبریز متولد و در سال ۱۳۰۰ در قوچان کشته شد و قر وی در آرامگاه نادرشاه در مشهد قرار دارد . 
باید اذعان کرد اگرچه کلنل ازدواج نکرد ولی به روایت اسناد روابط فعالی با خانمهای خارجی داشت. یکی از شواهد در مورد زمانیست که در آلمان زندگی می‌کرد با یک زن آلمانی بنام کنایر آشنا شد واو را بعنوان استاد موسیقی خود معرفی می‌کند و حتی تازمان قیام وحکومت خراسان نامه‌هایی بین او و خانم کنایر ردوبدل می‌شود. 
 
 
 
 
صادق هدایت

این نویسنده پوچگرا و نام آشنای ایرانی نیز هرگز ازدواج نکرد و درنهایت در سال ۱۳۳۱ دست به خودکشی زد . البته وی در دوران جوانی با دختری دوست بود به نام ترز . ترز همدم صمیمی هدایت در رنس، در زمان تحصیل هدایت در پاریس بوده است. پدر او در جنگ بین الملل اول در جبهة «مارینو» کشته شده بود و مادرش آرزو داشت دخترش با مرد دلخواه خود ازدواج کند و خوشبخت شود. صادق عاشق ترز بود ولی ترز خیانت کرد به خاطر همین صادق برای خودکشی خودش را در رودخانه‌ای که از زیر برج ایفل رد میشه‌انداخت . یعنی اولین خودکشی صادق عشقی بوده . از انجایی که هدایت آدم فوق حساس و احساسی بوده نگاه بدی به جنس زن پیدا میکند که در داستان « زنی که مردش را گم کرد » کاملا مشهود است، داستان را با جمله ی از کتاب فوق زیبای ( این چنین گفت زرتشت ) «نیچه» با مضمون * به سراغ زنها که میروی تازیانه را فراموش مکن * شروع میکند. شاید یکی از دلایلی که هدایت تا آخر عمرش مجرد ماند و هیچوقت ازدواج نکرد همین نگاه باشد.



استاد مهدی آذر یزدی

http://yazdfarda.com/images/news/actual/?img=17950100910129224.jpgمهدی آذریزدی نویسنده پیشکسوت ادبیات کودک ایران زمین و پدر قصه گوی ایران را نیز باید در بین مشاهیر مجرد ایران جای داد .
"مهدی آذر ( یزدی ) محل تولد : یزد تاریخ تولد : 1300
  مهدی آذر یزدی ، در روز دوم خمسه مسترقه ی سال 1300 شمسی در خرمشاه از توابع بزد در یك خانواده ی جدید الاسلام دیده به جهان گشود. مختصرخواندن و نوشتن را در خانه از پدر و قرآن را از مادربزرگ فراگرفت. در سن چهارده پانزده سالگی ، همراه با كار رعیتی و یا شاگرد بنایی ، مدت یك سال و نیم ، صبح های تاریك به مدرسه ی خان می رفت و تا طلوع آفتاب نزد یك « آشیخ » كه او هم روزها در گیوه فروشی كار می كرد ، با سه شاگرد دیگر یادگرفتن عربی را با اصرار پدر شروع كرد ، « نصاب » را حفظ نمود و تا « انموزج و الفیه » خواند كه بعد آن را رها كرد.آذر یزدی ، پس از اتمام تحصیلات مقدماتی ، چندی در رشته ی علوم قدیمه به تحصیل پرداخت و با زبان عربی و انگلیسی آشنایی یافت.

اوضاع اجتماعی و شرایط زندگی : خانواده ی آذر یزدی ، جزء خانواده ی جدیدالاسلام ها بودند ؛ یعنی قبلاً زرتشتی بودند و سه چهار نسل پیش مسلمان شدند ، خانواده ای كم جمعیت با مردمی فقیر. پدر او جز كار و رعیتی و باغبانی ، درآمد دیگری نداشت ، كم سواد بود و خیلی خشك و وسواسی و متعصب. [ آذر یزدی به روایت آذر یزدی ، روزنامه ی پیمان یزد ، سال هفتم ، شماره ی 628 ]
تحصیلات رسمی و حرفه ای : پدر آذر یزدی ، كم سواد و خیلی متعصب بود و مدرسه ی دولتی و كار دولتی و لباس كت و شلوار را حرام می دانست ، به همین علت او را به مدرسه نگذاشت. مختصرخواندن و نوشتن را در خانه از پدر و قرآن را از مادربزرگ فراگرفت. در منزل هم قرآن ، مفاتیح الجنان ، حلیه المتقین ، عین الحیات ، معراج السعاده ، نصاب الصبیان و جامع المقدمات را خواند. در سن چهارده پانزده سالگی ، همراه با كار رعیتی و یا شاگرد بنایی ، مدت یك سال و نیم ، صبح های تاریك به مدرسه ی خان می رفت و تا طلوع آفتاب نزد یك « آشیخ » كه او هم روزها در گیوه فروشی كار می كرد ، با سه شاگرد دیگر یادگرفتن عربی را با اصرار پدر شروع كرد ، « نصاب » را حفظ نمود و تا « انموزج و الفیه » خواند كه بعد آن را رها كرد. آذر یزدی ، پس از اتمام تحصیلات مقدماتی ، چندی در رشته ی علوم قدیمه به تحصیل پرداخت و با زبان عربی و انگلیسی آشنایی یافت. [ سخنوران نامی معاصر ایران ، تألیف : سیدمحمدباقر برقعی ، ج 1 ، قم : نشر خرم ، ص 44 ـ آذر یزدی به روایت آذر یزدی ، روزنامه ی پیمان یزد ، سال هفتم ، شماره ی 628 ]
سایر فعالیتها و برنامه های روزمره : آذز یزدی ، با ذكر خاطراتی از فعالیت های گوناگون خود می گوید : « - در بحبوبه ی جنگ دوم و یكی دو سال از شهریور 1320 گذشته بود كه ناگهان آمدم تهران ، حال ناگزیر می بایست كاری پیدا می كردم تا بتوانم با آن زندگی كنم و این كار حتماً می بایست كاری مطبوعاتی می بود. در تهران با چند كتابفروشی از راه مكاتبه آشنا بودم ، ولی نمی خواستم بروم و بگویم كار می خواهم ناشناسانه تقاضای كار كردن را سهل تر می یافتم. پیشتر با مقالات « هاشمی حائری » انسی پیدا كرده بودم. با خودم گفتم ، یك روزنامه نویس مشهور با همه ارتباط دارد. نامه ای به ایشان نوشتم و گفتم كه كار مطبوعاتی می خواهم. آقای هاشمی قدری توپ و تشر زد و ملامت كرد كه به تهران می آیید چه كنید ؟! ما خودمان از این شهر در عذابیم و از این حرف ها. بعد كم كم آرام شد و گفت ، شما سه شنبه ی آینده بیا یك فكری برایت می كنم. سه شنبه ی بعد ، آقای حسین مكی را در همان اداره ( ظاهراً روزنامه ایران ) صدا كرد و گفت ، بیا ، این همشهری ات آمده. با آقای مكی در یزد آشنا شده بودم. آقای مكی گفت ، در خیابان ناصرخسرو با چاپخانه ی حاج محمدعلی علمی صحبت كرده ام ، برو آنجا و بگو مكی مرا فرستاده. همان روز رفتم و در چاپخانه ی علمی مشغول به كار شدم و تا امروز همچنان در كتابفروشی های متعددی مشغول كار هستم ( حالا در هشتادسالگی ، كارم بیشتر تصحیح نمونه های چاپی كتاب است ). - با اینكه در این مدت چهل و هفت سال اقامت در تهران ، از كتاب دور نشده ام ، ولی به كارهای مختلفی دست زده ام و هروقت از هرجا بد می آوردم ، چاپخانه ی علمی دوباره پناهگاه من بود. دو بار كتابفروشی دایر كردم و هر دوبار ورشكست شدم. دوبار با یكی از كسانی كه در چاپخانه آشنا شده بودم شریك شدم و به كار عكاسی حرفه ای پرداختم و هر دوبار مغبون و پشیمان شدم. یك بار یك عكاسخانه را خریدم ، ولی بعد از یك سال واگذار كردم ، چون با وضع من جور نمی آمد. در كتابفروشی های خاور ، ابن سینا ، امیركبیر ( دوبار ) ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، روزنامه ی های آشفته و اطلاعات و چاپخانه ی علمی ( سه چهار نوبت و هر نوبت به مدت شش ماه تا چندسال ) كار كردم. هر وقت نمی توانستم با جایی جور بیاییم ، از كار موظف و مستمری گرفتن دست برمی داشتم و فقط كار فردی غلط گیری و فهرست اعلام نویسی و ... را انجام می دادم ( كاری كه همچنان به آن مشغولم ). - اولین بار كه به فكر تدارك كتاب برای كودكان افتادم ، سال 1335 یعنی در سن 35 سالگی ام بود. در این سال ، در عكاسی یادگار یا بنگاه ترجمه و نشر كتاب كار می كردم و ضمناً كار غلط گیری نمونه های چاپی را هم از انتشارات امیركبیر گرفته بودم و شب ها آن را انجام می دادم. قصه ای از « انوار سهیلی » را در چاپخانه می خواندم كه خیلی جالب بود ، فكر كردم اگر ساده تر نوشته شود ، برای بچه ها خیلی مناسب است. جلد اول « قصه های خوب برای بچه های خوب » خود به خود از اینجا پیدا شد. آن را شب ها در حالی می نوشتم كه توی یك اتاق 2 × 3 متری زیر شیروانی ، با یك لامپای نمره ده دیواركوب زندگی می كردم. نگران بودم كتاب خوبی نشود و مرا مسخره كنند. آن را اول بار به كتابخانه ی ابن سینا ( سر چهار راه مخبرالدوله ) دادم. آن را بعد از مدتی پس دادند و رد كردند. گریه كنان آن را پیش آقای جعفری ، مدیر انتشارات امیركبیر بردم. ایشان حاضر شد آن را چاپ كند. وقتی یك سال بعد كتاب از چاپ درآمد ، دیگران كه اهل مطبوعات و كار كتاب بودند ، گفته بودند كه خوب است. به همین خاطر ، آقای جعفری پیوسته جلد دوم آن را مطالبه می كرد. كم كم این كتاب ها به هشت جلد رسید ، البته قرار بود ده جلد شود ، ولی من مجال نوشتن آن را پیدا نكردم ». [ آذر یزدی به روایت آذر یزدی ، روزنامه ی پیمان یزد ، سال هفتم ، شماره ی 628 ]
جوائز و نشانها : آذر یزدی ، در سال 1343 از سازمان یونسكو جایزه ای دریافت كرد و در سال 1345 دو اثر وی به عنوان اثر برگزیده ی « كتاب كودك » انتخاب شد.




+ نوشته شده توسط جهانگير در دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 و ساعت 17:54 |

1- علاء ميرمحمدصادقي: الان 79 سال دارد و متولد اصفهان است. كسي كه همه او را به‌عنوان پدر گچ و سيمان كشور مي‌شناسند.

اولين صندوق قرض‌الحسنه انقلابي را 38 سال پيش در مسجد لرزاده تأسيس كرد.


او بنيانگذار سازمان اقتصاد اسلامي است كه روزي قرار بود بانك خصوصي بازاري‌ها باشد اما با تهديد به استعفاي 7 عضو كابينه دولت موقت، به محاق تعليق رفت تا سرانجام در دولت احمدي‌نژاد به بانك قرض‌الحسنه تبديل شد.

میرمحمد صادقی رئیس انجمن صنایع و معادن گچ کشور، رئیس خانه معدن کشور، بنیانگذار و رئیس هیات مدیره اتاق های مشترک این و کانادا، ایران و افغانستان، کمیته مشترک ایران و کره، شورای مشترک ایران و بحرین، و ایران و عربستان، اتحادیه تولید کنندگان و صادر کنندگان محصولات معدنی، عضو هیات مدیره شرکت کشتی سازی نوح، شرکت صنایع گچ خوزستان، شرکت صادراتی بنادر جنوب، شرکت پخش سیمان کشور و عضو هیات رئیسه اتاق تهران است.

2- سید حمید حسینی: حضور اشخاصی مثل صفایی فراهانی در مجلس ترحیم پدر وزیر ارشاد برای بسیاری سوال برانگیز بود.
پاسخ سوال را باید در فعالیت های اقتصادی برادر وزیر ارشاد جست، بالاخره برادر وزیر ارشاد با صفایی فراهانی همکار است.
52 ساله است و اهل رفسنجان. رئیس هیات مدیره گروه بین المللی مذاکرات و مدیر عامل شرکت پالایشگاه نفت سروش است.


3- محسن خليلي‌عراقي: مديرعامل شركت بزرگ بوتان. همین بوتان کافی است تا دامنه فعالیت های او مشخص شود.

رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بوتان است، رئیس هیات مدیره انجمن مدیران صنایع ایران، رئیس هیات مدیره کنفدراسیون صنعت ایران، دبیر کل کانون عالی کارفرمایان ایران، رئیس هیات مدیره شورای صنایع لوازم خانگی ایران، رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارفرمایان توزیع کننده گاز مایع ایران است. عراقی متولد 1308 در تهران است.



4- شاهرخ ظهيري: حتما لااقل یکبار سس های او را تجربه کردید، به او سلطان سس هم می گویند ؛ پيشگام صنايع غذايي در كشور و بنيانگذار كارخانه‌هاي مهرام است.

علاوه بر این، ظهیری 80 ساله عنوان های دیگری نظیر: نایب رئیس اتاق های مشترک ایران و روسیه، ایران و استرالیا، ایران و ارمنستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عضو هیات رئیسه اتاق ایران و کانادا، رئیس کمیسیون کشاورزی در صنایع و بسته بندی اتاق ایران، عضو هیات رئیسه انجمن مدیران، نایب رئیس کنفدراسیون صنایع غذایی ایران را نیز در کارنامه دارد.

سلطان سس ایران ، متولد تهران است.

5- مهدي جارياني: هربار که حمام بروید یا دست هایتان را بشویید، شاید به یاد جاریانی بیفتید. جاریانی متولد تهران است و 62 سال سن دارد. جاریانی مدیر عاملی شرکت های: پاکسان، انتباه، تولی پرس، پخش عظیم، کالا مصرفی، تولید مواد اولیه داروپخش(تماد) را در کارنامه دارد.


6- علينقي خاموشي: متولد تهران است، اما چه کسی نمیداند که او اصالتا مشهدی است؟

بالاخره دوران زیادی را به صندلی ریاست اتاق های بازرگانی تکیه زده و از سابقه دار هاست.

به کت و شلوار عادیش نگاه کنید و با خودتان فکر کنید که در روزگاری نه چندان دور، هر مردی در شب دامادیش یکی از محصولات آقای مدیر را به تن می کرد.
درست متوجه شدید، خاموشی 71 ساله، این عنوان ها را در کارنامه دارد(به جهت فزونی تعداد شرکت هایی که به واسطه ریاستش در بنیاد در آنها نیز نفوذ داشته است از ذکر بسیاری از آنها در اینجا خودداری شده است): رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری ایران، رئیس هیات مدیره شرکت های: ریسندگی و بافندگی مطهری و پوشاک جامعه، مدیر کل شرکت های: ریسندگی و بافندگی مقدم و تیم، مدیر تولید نساجی ممتاز، عضو شورای عالی پول و اعتبار و رئیس بنیاد مستضعفان.



7- اسداله عسگراولادي: همین یکی –دو هفته قبل، جوابیه معترضانه ای را به یکی از روزنامه های کثیر الانتشار فرستاده بود، از آنها گله کرده بود که چرا از وی با عنوان «حاجی ترانسفر» نام برده اند.

عسگراولادی اهل تهران است و چه کسی است که او را نشناسد. بر اساس روایتی پیر مرد خوش قلب در جریان نگرانی بخش خصوصی از واگذاری نمایشگاه بین المللی تهران با آن وسعت در آن نقطه اعیان نشین تهران در جمع هیات نمایندگان اتاق چنین گفته بود: جناب رئیس(آل اسحاق) اگر اجازه می دهید، بنده به عنوان یک «کاسب جزء» همین حالا چک خرید نمایشگاه را بکشم!

این اظهار نظرش در مقابل دیدگان حیرت زده خبرنگاران در زمان خودش کم سر و صدا نکرد!
از اعضاي بنام مؤتلفه، رئيس اتاق مشترك ايران و چين، دارنده شركت بزرگ «حساس» كه در عرصه صادرات خشكبار و به خصوص پسته ايران در سطح جهان صاحب نام است. چند هفته قبل هم گفته شد دو بانک چینی را خریده، البته بعدا متذکر شد که کل بانک ها را نخریده ، بلکه سهام آنها را خریداری کرده است.

8- فاطمه مقیمی: اهل رشت است. به روسری و مزدای صورتی رنگش نگاه نکنید، راننده کامیون های زیادی آخر برج چشمشان به دست خانم رئیس دوخته شده است.

موسس و مدیر عامل شرکت حمل و نقل بین الملل است و در کارگروه های مرتبط با موضوع حمل و نقل همکاری های زیادی دارد.

داستان زندگیش هم خالی از لطف نیست. مقیمی قرار بوده مترجم یا معلم زبان باشد. ماجرا از جایی شروع شده که مترجم یک شرکت حمل و نقل بین المللی شده است و بعد وقتی صحبت های روسایش را ترجمه می کرده، فکر کرده که چرا خودش مدیر نشود. همین می شود که یک شرکت راه می اندازد و باقی ماجرا!

9- محمد مهدی رئیس زاده: مشهدی 52 ساله انگار برای مدیریت در این دنیا حاضر شده: عضو هیات مدیره و مدیر عامل گروه صنایع سیمان کرمان، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت تسهیلات بازرگانی صنعتی، عضو هیات مدیره و مدیر عامل شرکت بازرگانی صنایع ملی ایران، رئیس هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری سیمان کرمان، عضو هیات مدیره شرکت سیمان ممتازان، عضو هیات مدیره گروه تولیدی لاستیک بارز، نایب رئیس هیات مدیره شرکت صنایع چوب و کاغذ مازندران و... .


10- احمد اميراحمدي: 71 ساله است، اما خیلی جوان مانده، به گوش های شکسته و پف کرده اش که نگاه کنید ظاهرا رمز جوانیش را دریافتید، کشتی گیر با سابقه ای است. البته کیست که نداند کار و پول خوب هم آدمی را جوان نگه میدارد! كشتي‌گير قديمي با گوش‌هاي شكسته كه به‌عنوان پدر سرب و روي كشور شناخته مي‌شود اهل تهران است.
علاوه بر سرب و روی، در صنعت شیشه و بلور هم کم فعالیت نکرده است. عناوینی چون: رئیس انجمن صنفی کارفرمایان صنعت شیشه و بلور استان تهران، و شرکت تعاونی تولید کنندگان شیشه و بلور و انجمن تخصصی صنایع همگن شیشه وبلور تهران، نایب رئیس خانه صنعت و معدن تهران و... را هم یدک می کشد.

11- تقي بهرامي نوشهر: فکر نکنید چون شهرتش به نوشهر ختم می شود شمالی ست. دو کلمه که حرف بزنید متوجه لهجه دلنشین اذریش خواهید شد.
متولد 1324 در اردبیل است. اگر سر و کارتان به بازار آهن و ... خورده، احتمالا میخواهید بدانید چه کسی فی این بازار را مشخص می کند. با پدر خوانده فولاد كشور آشنا شوید! مؤسس چندين شركت بزرگ فولاد و فعال اين صنعت است.
او موسس شرکت های گرو.ه صنعتی نورد نوشهر، ذوب آهن اردبیل و سبلان و سهند، کارخانه قطعه سازی دینام و استارت اردبیل، سیمان خلخال، کاغذ سازی اترک اصفهان، رئیس انجمن فولاد کشور، دبیر کل خانه صنعت و معدن، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی لنگر است.

12- محمد صدر هاشمي‌نژاد: از مؤسسان اولين بانك خصوصي كشور و رئيس هيأت‌مديره همان بانك، مدیر عامل شركت توانمند ساختماني استراتوس، كسي نمي‌داند او چقدر ثروت دارد، اما در زمينه ساختمان‌سازي و بازرگاني از بزرگان به شمار مي‌رود. صدر هاشمی متولد 1329 در شهر کرمان است.


13- پدرام سلطاني: شخصي كه با وجود جوان بودن به‌عنوان يكي از بزرگان بخش خصوصي پتروشيمي معروف است.
41 سال سن دارد و متولد زاهدان است. رئیس هیات مدیره گروه شرکت های پرسال، عضو هیات مدیره و دبیر کل اتحادیه صادر کنندگان فرآرده های نفت، گاز و پتروشیمی ایران، موسس، عضو هیات مدیره و مدیر عامل صندوق توسعه صادرات فرآرده های نفتی ایران است.

14- علی شمس اردكاني: مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازي و از فعالين بنام صنعت خودروسازي خصوصي در كشور. سوابق اجرای شمس اردکانی کم نیست که بتوان در چند خط تمام آنها را گفت. رئیس مجمع ایران برای فردا، مشاور وزارت نفت، عضو هیات مدیره بانک مسکن در امور بازرگانی و مالی در اردن، رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرمایه گذاری و تبدیل گاز به مایع نارکنگان، رئیس اجرایی هیات مدیره شرکت های آسیای آرام و صنایع خودرو کویر و گروه بین المللی ساروج بوشهر، دبیر کل اتاق بازرگانی ایران، عضو بنیانگذار منطقه آزاد قشم و.... شمس اردکانی متولد 1322 در اصفهان است.

15- عباسعلي قصاعي: از بازماندگان خاندان بزرگ سرمايه‌دار قصاعي و از بزرگ‌ترين فعالان صنعت چيني در كشور است. به سال1326 در نطنز به دنیا آمده و تا امروز نامش را با چینی و بلور در ذهن بازار ثبت کرده است. قصاعی 63 ساله مدیر شرکت های صنایع چینی قصایی، چینی زرین ایران، چینی یاسمن، صنایع بسته بندی زرین بان و رئیس انجمن صنایع چینی ایران است.

16- محسن بهرامي ارض اقدس: بیشتر سمت های دولتی داشته مثل معاونت وزیر بازرگانی و مشاور وزارت نفت داشته است، اما این باعث نمی شود که ارض اقدس مشهدی چیزی از سایرین کم داشته باشد، چراکه در حال حاضر او مدیرعامل و عضو هیات مدیره ده ها شرکت صنعتی بزرگ است. ارض اقدس 54 ساله است.


17- احمد پورفلاح: از اقتصادی های خوش تیپ «خیر» به شمار می رود. متولد کرج است و حالا 65 ساله شده. مديرعامل شركت بزرگ تأسيساتي سكو ايران است علاوه بر این عناوینی چون: قائم مقام رئیس هیات مدیره اتاق ایران و ایتالیا، نایب رئیس اتاق ایران و استرالیا، عضو شورای مرکزی ICC، عضو هیات امنای موسسه خیریه محک و... را نیز یدک می کشد.


18- مسعود دانشمند: 61 سال دارد و اهل زاهدان است. دارنده يك شركت بزرگ حمل و نقل دريايي است. اما شاید دوستی اش( با وجود کراواتی که همیشه به گردن دارد) با علینقی خاموشی هم جزو عناوینش باید ذکر شود. البته از دور دستی هم بر آتش هتلداری یا چیزی شبیه گردشگری و سفر و... دارد!

19- هوشنگ ادهمی: همشهری روسای اتاق های ایران و تهران است، یک زنجانی 58 ساله. عناوینی چون: مدیر عامل شرکت مبنای خاورمیانه(اکنون)، مدیرعامل سیمان فارس خوزستان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه معادن روی، مدیر گروه سیمان سازمان صنایع ملی ایران را در کارنامه اش دارد.

20- اکبر برادر هریسچیان: تبریزی 70 ساله است. فرش تبریز را چه کسی نمی شناسد؟ در اطراف تبریز هم منطقه ای وجود دارد به نام هریس، شاید نام فامیلش را از آن منطقه اخذ کرده باشد که اتفاقا اگر در ایران فرش تبریز مشهور است، در تبریز هم فرش هریس. او هم در این هنر-فن صاحب نام است.
هریسچیان مدیر عامل و رئیس اتحادیه صادر کنندگان فرش ایران است.

21- محمدرضا بهرامند: تهرانی 61 ساله، بی مقدمه بگذارید برخی از سمت هایش را مرور کنیم: عضو هیات مدیره شرکت های: تولید و فراوری مواد معدنی ایران، گدارسنگ، سنگاب همدان، معدنی پیرتاک، فراسنگ محلات، منطقه ای، معادن آذربایجان، فصلنامه سنگ، اروم کانسار، مدیر عامل و عضو هیات مدیره: فرامز تهران، مجتمع معادن نی ریز، سنگاب آذرشهر، معدنی ایران سنگ، مدیر مسئول مجله سنگ و معدن، عضو کمیته ملی برگزاری بیستمین کنگره جهانی معدن، مشاور وزیر معادن و فلزات در ستاد سیاست گذاری توسعه صادرات سنگ کشور- نایب رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... .

22- مهدی پورقاضی: دوباره نوبت به اصفهانی ها رسید، اینبار یک اصفهانی 53 ساله. با عناوینی مثل: مدیر عامل شرکت نیرومند پلیمر و شرکت فرافن گاز تهران.

او در صنعتی فعال است که مردم کوچه و بازار به آن می گویند پلاستیک.

23- احمد ترک نژاد: درست 50 ساله است. متولد الشتر . ترک نژاد از جهادگران سال های قبل بوده و از اقتصادیان امروز! نام بانک خصوصی در کشورمان با پارسیان گره خورده، عناوینی مثل: مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری بانک پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت تجاری بین المللی راهبرد پارسیان، رئیس هیات مدیره شرکت توسعه سیستم های حمل و نقل راه ابریشم، نایب رئیس هیات مدیره شرکت پارسیان اینترنشنال، عضو هیات مدیره شرکت گشترش هتل های لوتوس پارسیان را در کارنامه دارد.

24- محمدرضاجابر انصاری: 61 ساله، اهل تهران، ایجاد یا مشارکت در تاسیس شرکت های: دژ پاد، صنایع فلزی سبک، گروه صنعتی سپاهان، آهن و فولاد اصفهان، ساخته های فلزی اصفهانیان، سرمایه گذاری صنایع ایران، سرمایه گذاری ساختمانی سخت آژند، زراعی محمدآباد، آجر ماشینی سه ام، بار آهن سپاهان، آژند سازه اسکان و مهر آژند، انبوه سازان اسکان، عضو موسس شرکت های عام و تشکل های صنفی موسسه اعتباری کارآفرینان، بانک کارآفرینان، فروسیلیس ایران، بیمه کارآفرین، اتحادیه صنایع فلزی سبک و... را یدک می کشد.

25- غلامرضا حمیدی انارکی: بالاخره نوبت به سمنان هم رسید، 66 ساله است و عناوینی مثل: رئیس کارگاه شرکت پارادیس، عضو هیات مدیره شرکت سرب و روی، مدیر عامل شرکت های: باریت ایران، ایران کان آرا، تولید و فراوری مواد معدنی ایران، معدنی آهن آجین، فولاد زاگرس، مواد نسوز بیرجند، مدیرعهامل تهیه و تولید مواد نسوز کشور-رئیس کنونی کمیسیون معادن اتاق ایران و... را یدک می کشد.

26- محمدرضا حیدری: درست 60 ساله شده است، کردی از خطه کرمانشاه، رئیس هیات مدیره و مدیر عامل شرکت سیمان فارس و خوزستان و 50عضویت در هیات مدیره بیش از 50 شرکت بزرگ بورسی را در کارنامه دارد.

27- مسعود خوانساری: بازهم یک اصفهانی، 56 ساله است و موسس و مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری آتی سامان .


28- جمشید عدالتیان شهریاری: 55 ساله و اهل تهران، بسیار خوشتیپ و البته مدیر، تحصیلاتش را در آلمان ادامه داده و مدیر عامل شرکت کمپاس ایران و سرپرست منطقه 7 کمپاس بین الملل، رئیس هیات مدیره شرکت صنایع فراورده های غذایی پدیده دیناوند است.

29- فرهاد فزونی: تهرانی 63 ساله مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت های گروه سرزمین سبز است.

30- توفیق مجد پور: تبریزی 60 ساله، رئیس هیات مدیره شرکت کشتیرانی فرادریا و شرکت برادران مجدپور است.

... و البته میلیاردرهای ایران به همین فهرست ختم نمی شوند.

یزد فردا

+ نوشته شده توسط جهانگير در پنجشنبه پنجم خرداد 1390 و ساعت 10:47 |

انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند

انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند

انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند

 



انسان هاي بزرگ درد ديگران را دارند

انسان هاي متوسط درد خودشان را دارند

انسان هاي كوچك بي دردند

 



انسان هاي بزرگ عظمت ديگران را مي بينند

انسان هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند

انسان هاي كوچك عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند

 


انسان هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

انسان هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند

انسان هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند

 



انسان هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند

انسان هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد

انسان هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند

 

 



انسان هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

انسان هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند

انسان هاي كوچك مسئله ندارند

 



انسان هاي بزرگ سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند

انسان هاي متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند

انسان هاي كوچك با سخن گفتن بسيار، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

ميثم حسيني 

+ نوشته شده توسط جهانگير در یکشنبه یکم خرداد 1390 و ساعت 12:2 |

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن

به او باعث شادی و آرامشتان می شود

 


وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که

 هستید، احساس امنیت می کنید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش،

 ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در

 کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، تحمل

دوری اش برایتان سخت و دشوار است.

 

 

وقتی کسی را دوست دارید، شادی اش برایتان زیباترین

 منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیاست.

 


وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون

 او زیستن برایتان دشوار است.

 


وقتی کسی را دوست دارید، شیرین ترین لحظات

 عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید برای

 خوشحالی اش دست به هر کاری بزنید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، هر چیزی را

 که متعلق به اوست، دوست دارید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، در مواقعی که به بن بست

 می رسید، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید.

 

 

وقتی کسی را دوست دارید، برای دیدن

 مجددش لحظه شماری می کنید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید از

خواسته های خود برای شادی او بگذرید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، به علایق او

 بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، حاضرید به هر

 جایی بروید فقط او در کنارتان باشد.

 


وقتی کسی را دوست دارید، ناخود آگاه

 برایش احترام خاصی قائل هستید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، تحمل سختی ها برایتان

 آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند.

 


وقتی کسی را دوست دارید، او برای شما زیباترین و

 بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد.

 


وقتی کسی را دوست دارید، به همه چیز امیدوارانه

 می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان می شمارید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، با موفقیت و

 محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید.

 


وقتی کسی را دوست دارید، واژه تنهایی برایتان بی معناست.

 


وقتی کسی را دوست دارید، آرزوهایتان آرزوهای اوست.

 

 

وقتی کسی را دوست دارید، در دل زمستان

 هم احساس بهاری بودن دارید.

 


 

+ نوشته شده توسط جهانگير در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:49 |

 

 

آموخته ام که وقتي عاشقم ، عشق

 در ظاهرم نيز نمايان مي شود.


 آموخته ام که عشق مرکب

 حرکت است نه مقصد حرکت


 آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل

 نيست تا زماني که عاشقش شويم .


 آموخته ام که اين عشق است که

 زخم ها را شفا ميدهد ، نه زمان

 
 آموخته ام که تنها کسي مرا شاد ميکند ،

 که بمن ميگويد ، تو مرا شاد کردي


 آموخته ام که گاهي مهربان بودن

 بسيار مهمتر از درست بودن است .


 آموخته ام که مهم بودن خوبست

 ولي خوب بودن مهمتر است .


 آموخته ام که هرگز نبايد به هديه اي که

 از طرف کودکي داده ميشود « نه » گفت .


 آموخته ام که هميشه براي کسي که

 به هيچ عنوان قادر به کمکش نيستم ، دعا کنم .


 آموخته ام که زندگي جديست ولي ما نياز به

 «دوستي» داريم که لحظه اي با او از جدي بودن دور باشيم .


 آموخته ام که تنها چيزي که يک شخص ميخواهد فقط

 دستي است براي گرفتن دست او و قلبي براي فهميدنش.


 آموخته ام که زير پوست سخت همه افراد کسي

 وجود دارد که خوشحال شود و دوست داشته باشد.


 آموخته ام که خدا همه چيز را در يک روز نيافريد ،

پس من چگونه ميتوانم همه چيز را در يک روز بدست آورم

 
 آموخته ام که چشم پوشي از

 حقايق آنها را تغيير نمي دهد.


 آموخته ام که وقتي با کسي روبرو ميشويم ،

 انتظار لبخندي از سوي ما دارد.


 آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است

 که ميتوان با آن نگاه را وسعت بخشيد .


 آموخته ام که باد با چراغ خاموش کاري ندارد.


 آموخته ام که به چيزي که دل ندارد نبايد دل بست .


 آموخته ام که خوشبختي جستن آن است نه پيدا کردن آن .


 و آموخته ام که قطره درياست ، اگر با درياست .


 و آموخته ام که عشق ،  مهرباني ، گذشت ،

صداقت و بلند نظري خصلت انسانهاي انسان است

 

 

برگرفته ا ز اریکا

+ نوشته شده توسط جهانگير در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1390 و ساعت 10:25 |


جالب وخواندنی 

1- شما بعنوان مرد خانواده، چقدر عيالتان را دوست داريد؟!
الف) به اندازه تعداد سكه هاي مهريه اش!
ب) به اندازه تعداد قطعات جهيزيه اش!




ج) به اندازه تعداد صفر هاي جلوي مبلغ موجودي حساب بانكي اش!
د) به اندازه تمام ستاره هاي آسمان در روز!

2- چه عاملي سبب شد تا شما به خواستگاري عيالتان برويد؟!
الف) جووني كردم!
ب) سادگي كردم!
ج) گول خوردم!
د) من كه نرفتم خواستگاري، اون اومد!

3- اگر خداي ناكرده عيالتان فوت كند، شما چه كار مي كنيد؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال مي شويد!
ب) اول خرما و بعد شاباش مي دهيد!
ج) اول قبرستان و بعد محضر مي رويد!
د) ان شاءا... بقاي عمر 3 تاي ديگه باشه!

4- ملاك شما در انتخاب عيالتان چه بوده است؟!
الف) املاك پدرش!
ب) دارايي پدرش!
ج) املاك و دارايي پدرش!
د) همه موارد!

5 - اگر عيالتان از شما بخواهد براي كادوي تولدش يك گردنبند طلا بخريد، چكار مي كنيد؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور مي شويد!
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مريضي مي زنيد!
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن مي زنيد!
د) آدرس يك بدلي فروشي كار درست را از دوستتان مي گيريد!

6 - محبت آميز ترين جمله اي كه به عيالتان گفته ايد، چه بوده است؟!
الف) عزيزم! امروز صبحانه چي داريم؟
ب) عزيزم! امروز ناهار چي داريم؟
ج) عزيزم! امشب شام چي داريم؟
د) من واقعاً ... من واقعاً عاشق .... من واقعاً عاشق تو .... من واقعاً عاشق تربچه با پنيرم!

7 - در كارهاي منزل چقدر به عيالتان كمك مي كنيد؟!
الف) در خوردن غذا با او همكاري مي كنيد!
ب) كانالهاي تلويزيون را شما با كنترل عوض مي كنيد!
ج) موقعي كه عيالتان مشغول تميز كردن منزل يا شستن ظروف است، با زدن سوت و دست، او را تشويق مي كنيد!
د) گاهي اوقات كارهاي شخصي تان را خودتان انجام مي دهيد!
8 - اگر عيالتان با شما قهر كند، براي آشتي كردنش چه كار خواهيد كرد؟!
الف) شما هم با او قهر مي كنيد تا زماني كه خودش بيايد منت كشي!
ب) از طريق بكارگيري سيستم اعمال خشونت، او را به زور آشتي خواهيد داد!
ج) او را تهديد مي كنيد كه اگر تا 10 بشماريد و آشتي نكند سريعا اقدام به دوتا نمودن شلوارتان مي كنيد!
د) حاضريد يك چيزي هم بدهيد اگر هميشه قهر باشد!

9 - در كل از زندگي با عيالتان راضي هستيد؟!
الف) اگر نباشم چيكار كنم؟!
ب) چاره اي جز اين ندارم!
ج) يك جوري داريم مي سازيم ديگه!
د) بله كه راضي هستم، البته تا زماني كه بتوانم پول مهريه اش را جور كنم!


 

+ نوشته شده توسط جهانگير در شنبه پنجم مرداد 1387 و ساعت 9:9 |

مالك انوري  :طبق آخرين رده‌بندي كيفي خودروهاي سواري نيسان ماكسيما پارس خودرو، مزدا (3) گروه بهمن و پژو 206 ايران خودرو با ميانگين نمره‌هاي منفي 76.4 ، 85.4 و 96 در رده‌هاي اول تا سوم و در سطح كيفي خيلي خوب قرار گرفتند.

به گزارش ايسنا، نكته جالب در اين رده‌بندي كيفي كه طي آن 24 خودروي سواري مورد ارزيابي قرار گرفته‌اند قرار گرفتن پرايد نسيم سايپا در سطح كيفي غير قابل قبول و با نمره منفي 455 است اين خودرو به دليل بالاتر بودن عيوب 25 امتيازي از حدود مجاز يك سطح كيفي تنزل كرده است.
بر اساس گزارش شركت بازرسي كيفيت و استاندارد ايران و ارزيابي‌هاي اين شركت كه طي سه ماهه چهارم سال گذشته به عمل آمده طي مدت ياد شده تنها هشت خودرو داخلي از نظر ميانگين امتياز منفي در سطح خيلي خوب قرارگرفتند همچنين هشت خودرو نيز در سطح خوب، سه خودرو در سطح قابل قبول و چهار خودرو در سطح حداقل قابل قبول قرار گرفته است.
ـ بهترين‌ها
از نظر ميانگين امتياز منفي به ترتيب نيسان ماكسيما پارس خودرو، مزدا (3) گروه بهمن، پژو 206 ايران خودرو، پژو 206 اس دي ايران خودرو، نيسان رونيز پارس خودرو، كوراندو بن رو، ريو سايپا و هيوندا آوانته گروه خودروسازان راين در سطح كيفي خيلي خوب قرار گرفتند.
ـ سطح خوب
در اين سطح نيز هشت خودرو كه به ترتيب متشكل از زانتيا سايپا، هيوندا ورنا خودروسازي راين، فولكس گل بم خودرو، تندر 90 پارس خودرو، تندر 90 ايران خودرو، پژو پارس ايران خودرو خراسان، پژو پارس ايران خودرو و سمند ايران خودرو از ميانگين امتيازهاي منفي بين 133.3 تا 199.7 در رتبه‌هاي 10 تا 16 قرار گرفتند زانتيا نيز در رتبه چهارم قرار گرفت.

ـ قابل قبول‌ها

پژو 405 ايران خودروخراسان، پژو 405 ايران خودرو و پروتون ويرا زاگرس خودرو در سطح قابل قبول و داراي متوسط امتياز‌هاي منفي بين 201.2 تا 210 بودند.

ـ سطح حداقل قابل قبول

چهار خودور نيز كه عمدتا پرايد هستند لب مرز قرار گرفته به طوري كه پرايد صبا سايپا، پژو روآ ايران خودرو، پرايد با سيستم زيمنس پارس خودرو از حداقل امتياز كيفي قابل قبول برخوردار شدند و داراي ميانگين امتياز منفي بين 312.9 تا 350 بودند.

به گزارش ايسنا، بيشترين بهبود را نسبت به دوره قبل تندر90 ايران خودرو داشته و بيشترين تنزل را پرايد نسيم سايپا داشته است.

آخرين وضعيت آلايندگي خودروهاي ياد شده كه طبق روش ارزيابي آديت تفصيلي مورد بررسي قرار گرفته‌اند قابل قبول بوده‌ است.
نوع دوگانه سوز خودورهاي سمند، پژو روآ و پرايد 141 پارس خودرو موفق به احراز شرايط استاندارد آلايندگي نشده‌اند.

لازم به ذكر است كه زانتيا و پرايد نسيم به دليل بالاتر بودن عيوب 25 امتيازي از حدود مجاز يك سطح كيفي تنزل كرده‌اند.

گفتني است در روش ارزيابي آديت تفصيلي كه گروه خودروهاي سبك ( سواري و وانت ) بر اساس آن در نيمه دوم سال 86 طبقه‌بندي شده‌اند خودروهاي داراي نمره‌هاي منفي بين صفر تا 120 در سطح كيفي خيلي خوب، بين 120 تا 200 در سطح كيفي خوب، بين 200 تا 270 در سطح كيفي قابل قبول و بين 270 تا 410 در سطح حداقل قابل قبول محسوب مي‌شوند. 

+ نوشته شده توسط جهانگير در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 18:14 |